Thursday, December 13, 2007

پاسخ




مقدمه:دوستی درباره ی پست قبلی مطلبی را نوشتند.نوشته ی زیر پاسخی است به ایشان




سپاس از خواندن و نوشتن.آری به درستی اشاره کردید0به به های پست مدرنیستی که شاید بیش از آنکه ناشی از شناخت باشد

ناشی از...0

همچون این مفسران و نظریه پردازان همیشگی در تاکسی ها و خیابانها و پارکها.این دانایان کل علم و هنر و سیاست و جامعه
این به جای خرد جمعی نابخردی های جمعی احساسات(گرایی)جمعی

شاید بدانید که در نقد از سویی باید از منظر زیبایی شناسانه و از سویی دیگر اثررا در بستر های جامعه شناختی،سیاسی و...مورد ارزیابی قرارداد؛بیاید نکات بد و خوب را در کنار هم برسی کرد و نقدی بی طرفانه داشت

هرگاه سعی بر نوشتن نقدی داشتم،تلاشم بر این بود که فراتراز مرزهای شخصی خود و فراتر از احساسات،پیش داوری و قضاوتهای زودهنگام به بررسی بپردازم؛که برای نقدی بی طرفانه و نه نوشتن مرثیه و با مدح نامه ای احساساتی باید اینگونه عمل کرد نه با سلیقه
و قضاوت شخصی که با دانش،نه آنکه حمله برد جبهه گرفت یا دفاع بی مورد نمود که اگر بحث بر سلیقه ،دوست داشتن یانداشتن باشد...0

این اگرچه نقد نبود ونه حتی نقدگونه که تنها بیان یک نکته-از نظر من مثبت-وآن این است که این نوآوری یا هراسم دیگری که بر آن نهید از سر بی دانشی در باب یک موضوع نیست و اوپس از شناختی این شیوه را چه درست چه غلط بر می گزیند0

آنچه مسلم است این است که در طول تاریخ هنر همواره از این جدلها بوده،هست و خواهد بود و آنچه مهم اینکههمانگونه که- کامو-

گفته است بگذاریم دیگری حرفش را بزند و به آن گوش دهیم-

و در پایان باید بگویم که در تمامی لحظه هایم این همرنگی با جماعت را دوست نداشتم و همواره سعی ام بر آن بوده که در این همرنگی همواره رگه هایی از رنگ خود را حفظ کنم

شاید ایراد نه در برداشت شماست و نه شاید من که خوب منظورم را بیان نکردم. این عادتمان شده است قضاوت زودهنگام از منظر یک دانای کل







Tuesday, December 11, 2007

یک روز /دو برداشت

برداشت اول-همچون همیشه بدون شرح





































باشد آزادی هرچه زودتر نسیم و دیگر دوستان




چهره ی دوستان به منظور خفظ حریم شخصی محو گردیده است

در اینجاعکسها کوچکتر از اندازه ی خود هستند

عکسها از خودم













برداشت دوم



1"ما که هیچ نمی دهدمان جهان محل سگ"

بررسی موسیقی زیرزمینی در دانشگاه تهران

امروز این همایش خوب _از نظر من_ برگزار شد در تالار ابن خلدون دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران



با سخنرانی افرادی چون دکتر سارا شریعتی هوشیار انصاری فرو...در


پی تلاش کم نظیر کانون موسیقی این دانشکده و به ویژه کورش (عمویی)ودو بخش بی نظیر این برنامه...0

یک ویدیوکنفراس ازدکتر براهنی

و

شینیدن شعرهایش با آوا و صدایش0


خواندن هی کلاغی هی،از هوش می...،و شعری که در کتاب تازه اش نوشته شده

_تیک تیک

تیک تیک

تیکادو تیک تیک_(بخشی از شعر)مرا سرشار از لذتی شگرف کرد0

و اواینچنین از محسن نامجو سخن گفت

"زبانه بکش دوست من،حنجره ات می بوسم"

و بخش دیگر ... 0

پخش مستند آرامش با دیازپام10

ساخته ی سامان سالور که باعث شد بیش از پیش نامجو را دوست بدارم

این انسانی را که دانش و خلاقیت را در هم آمیخته

و به واقع همانگونه است که دکتر براهنی در باره اش گفت

"استاد او خلقت اوست"


سه شنبه
20/9/1386
1:عکس از خودم گرفته شده از ویدیو کنفراس

Saturday, December 08, 2007

!!!!!!!!!!!!!
ایستاده بودم در حیاط در میان سوز سرما و تاریکی زود هنگام پاییزی
در میان گفت و گوها بود که خبر دستگیری نسیم را شنیدم
و هنوز طنین حجم غریب این واژه-زندان- در گوشم است

به امید آزادی او و دیگر دوستان
مرا گر خود نبود این بند
شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان
می گذشتم از تراز خاک پست
جرم این است
جرم این است

Friday, December 07, 2007


حفاظت از محیط زیست به روایت...!؟



هفته ی پیش بود شاید که خانم جوادی معاون رییس جمهور ورئيس سازمان محيط‌زيست

در یک مصاحبه ی تلویزیونی حرفهایی زد در باب سیرک(سیرکی که به تازگی در تهران بر پا شده است)و مسایل دیگر محیط زیست که هرکسی را در حیرت فرو می برد چندی گذشت و من هم از نوشتن در باره ی آن منصرف شدم تا اینکه تبلیغ های سیرک را دیدم که بر روی آنها نوشته شده بود: با حمایت سلزمان محیط زیست!!اینگونه شد که تصمیم گرفتم بخشهایی از سخنان ایشان را بنویسم که نه نیاز به نقد دارد نه نیاز به شرح و توضیح چراکه این سخنان خود به تنهایی بیانگر منطق، وسعت و عمق فکری و مدیریت بی نظیر ایشان در عرصه ی حفاظت از محیط زیست است
و پیش از آن یادی می کنم از سخن رییس جمهور که گفت:

منابع طبیعی سد راه توسعه است


جوادي: مردم چطور تفريح كنند؟ ما جاده نزنيم كه محيط‌زيست خراب نشود، سيرك برگزار نكنيم كه مردم تفريح نكنند پس چكار كنيم؟ بياييم از آن طرف ليوان نگاه كنيم. اگر مردم شرايط تفريح و خنده نداشته باشند آن‌وقت مي‌نشينند در خانه و فيلم‌هاي ناجور نگاه مي‌كنند! ما از برگزاركنندگان سيرك هيچ پولي نگرفتيم. فقط شرط برايشان گذاشتيم و به آنها گفتيم كه بايد شئونات اسلا‌مي به طور كامل رعايت شود و اگر اينطور نباشد ما با آنها طور ديگري صحبت خواهيم كرد. از طرف ديگر بحث، بحث آموزش بود كه ما كرديم. با آنها قراردادي نبستيم و چيزي ننوشتيم كه اينقدر پول به ما بدهيد


جوادي:‌بنده‌هاي خدا! بيچاره‌ها تا آمدند، فيلشون هم مرد


يكي از اهداف آنها از برپايي سيرك آشتي بين مردم با طبيعت است و اينكه مردم ببينند حيوانات موجوداتي ترسناك نيستند تا بعد از اين آنها را نكشند


و....... من که بسیار بهره بردم از این سخنان شما چطور؟

عکس:منطقه ی محافظت شده جنگل ناز-گوزنهای زرد(از خودم

Tuesday, November 20, 2007


باری باز جشنواره






این جشنواره هم تمام شد.جشنواره ی فیلم کوتاه با تمام ویژگی های خاصشو اینکه میتانم تمام روز از سالنی به سالن دیگر رهس÷ار دیدن فیلم شوی.امسال بسیاری از فیلم ها را تنها نرفتم یک روز همراه دوستانم بود و مهم تر اینکه دو روز به همراه خواهرم به تماشای فیلم ها رفتم.گفتن از بخش بین المللی بماندو همچنین نقد،اکنون می خواهم از لحظه های دوست داشتنی بگویم



داستان ها،موضوع ها،نگاه هاو یا ایده ها ی جا لب که گاه همراه با تکنیک هایی قوی بودو گاه اگرچه ضعف هایی داشت اما به هر حال نگاه و ایده قابل توجه و تامل بود:هفت خاطره،شیراز بهار 48،نغمه های ابدی،بارش شهابی ،تابلو،صندلی کنار پنجره،خدا می بیند،یک روز زیبا




ملک الموت نیز فضایی را که در پی ایجاد آن بود با بهره گیری از عوامل مختلف مثل فیلم برداری توانسته بود نشان دهد



یک چهار با تدوین خوبش



سکانس شروع خوب روی خط



بوق فیلمی که خصوصیات خوب!!ما ایرانی ها را به خوبی به تصویر کشیده بود



چند مستندی که دوست داشتم:سیانوزه که در واقع یک مستند انیمیشن بود که همین انیمیشن های به کار گرفته شده در فیلم به روند داستان کمک بسیاری کرده بود،تهران چند درجه ریشتر؟(می خواستم در جشنواره مستند این فیلم را ببینم که نشدخوشحالم که توانستم سر انجام ببینم )خدا حافظ اسکار که اگرچه تمام فیلم به صورت مصاحبه های مستقیم بود اما با توجه به موضوع و نیز تدوین خوب مستندی گویا حاصل شده بودو گورستان بی نام



اسم من داوود با یک پایان خوب



و..سرانجام فیلمی که بسیار دوست داشتم و سر شار از خلاقیت بود



مونولگ:یک صفحه تاریک و یک لب که داستان را حکایت می کند.شیوه تدوین جالبی دارد و همچنین زاویه دید از چشم شخصیت اول داستان است راوی با یک جعبه که تعادل را دوست دارد و نه وضعیت نا متعادل(وضعیت نا متعادلی بود من تعادل را دوست دارم)و همچنین بر روی خال شخص مقابلش یک نقد به سبک فرمالیستی می خواند



می اندیشد که شاید جعبه اش یک جعبه نیست یک کلاه است



و در جایی با کوباندن سر طرف مقابلش بر روی میز احساس آرامش می کند و می تواند ته رنگ دلخواهش را با تنظیم زاویه سر و شدت به محیط دهد..



در مجموع فیلمی خلاقانه بود که فضای وهم آلود و کابوس گونه ی آن به خوبی قابل لمس بود





خوب این هم از این جشنواره



پایان



Saturday, November 10, 2007

دیر زمانی است که ننوشتم گرچه بسیار بود آنچه می خواستم بنویسم و ننوشتم
از رویداد هایی که بخشی از آنم از این روز گذرانی؛از واقعیت که با تمام تلخی اش در برابرت ایستاده
از این خشم فرو خورده و این خستگی، خستگی، خستگی ابدی
از این مربع 1در 1 و این خطوط 50سانتی قرمز
از این "از بزرگان خلاق روزنامه"با پس زمینه زرد که میگوید برای صفحه اندیشه کتاب بنویسید در حالیکه با خطوط قرمز او دیگر کسی نمی ماند که از او نوشت
از این که می گوید اینا نه ! از همینایی بنویسین که گل کردن تو این سریالا مثه همین الیاس کیه؟ "دو بوار"مشکل داره
از اینکه در جوابت همواره بگویند خودت فکر میکنی میشه در موردش نوشت؟خط قرمز
روی فیلم خاصی متمرکز نشه کلی بنویس در مورد نقش دختران در سینما
و تنها کسی که میشود نوشت در موردش"اسکارلت اوهارا" و...
در سرزمین قد کوتاهان
معیارهای سنجش همیشه
بر مدار صفر سفر می کنند
فروغ فرخزاد

Sunday, September 09, 2007


روزهایی هست که سخت ناراحتی،غر مزنی



روزهایی است که فراموش میکنی کسانی را که اطرافت هستند و دوستت دارند


و ناگهان در برابر عمق مهربانی آنها قرار می گیری


و آنگاه سخت شرمنده میشوی


اکنون حس خوبی دارم


با سپاس از خواهرم(ساناز)،مامان و بابام که غر غر های بیش از اندازه ام را تحمل کردند


با تشکر از دوستانی که آمدند:فاطی امیر رها باوند نازگل



آزاده شادی نازنین شقایق

و نیز دوستانی که نیامدند و جایشان خالی بود به ویژه سولماز و رسا

آن کس که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد

جز درک حس زنده بودن چه می خواهد

عکس و نوشته خودم

پ.ن این عکس را تقدیم می کنم به خواهرم که بسیار مهربان است